امروز دراین مقاله از گروه آنالیز آزمایشگاهی مهراندیش میخواهیم درباره متغیرهای موثر در طیف سنجی فرابنفش صحبت کنیم لطفا برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه همراه ما باشید.
اهمیت کوت در طیف سنجی
کوت یکی از اجزای دستگاه طیف سنج می باشد که نمونه را نگهداری می کند بنابراین موقعیت قرارگیری کوت روی دقت و صحت اندازه گیری جذب موثر می باشد و باید به دقت کنترل گردد. برای انجام بهتر اندازه گیری در بین اندازه گیری ها،کوت باید درون نگهدارنده کوت باقی بماند در صورتی که برداشته شود، باید حتما مراقب باشید که همیشه کوت را به همان حالت قبل در نگهدارنده آن قرار دهید برای این که کار به درستی انجام می گردد می توانید از برچسب استفاده کنید تا جهت تابش نور از سمت منبع نور علامت گذاری نمایید این کار به شما اطمینان می دهد که اثرات نوربرای اندازه گیری های مرجع و نمونه یکسان هستند.
برای دستیابی به بهترین نتیجه اندازه گیری مرجع و نمونه باید با استفاده از یک نوع انجام شود باید دارای پنجره های ساخته شده از نمادهای باشند که شفاف به نظر برسد. کوت های یکبار مصرف تر از پلی متیل متاکریلات ساخته شده است در محدوده UV قابلیت جذب دارند و مانند یک فیلتر عمل میکنند و باعث میشوند که اندازهگیری جذب در این محدوده به درستی انجام نشود لذا فقط برای اندازه گیری در محدوده قابل مرئی مورد استفاده می باشند.
در سامانه های ارزیابی مبتنی بر نور تمیز بودن بر نتیجه تاثیر تاثیر می گذارد، باید تمیز شوند و پرزهای دستمال هم روی آنها وجود نداشته باشد در صورتی که تمیز نباشند این سامانه، اجزای جذب کننده اضافی را شمارش می کند در نهایت بالاتر از حد معمول اندازه گیری میشود.

انتخاب حلال مناسب
حلالی که برای تهیه محلول های آنالیز طیف سنجی مورد استفاده قرار می گیرد باید در ناحیه مورد نظر شفاف باشد و بتواند مقدار کافی نمونه را در خود حل نمایند و محلول یکنواخت و خوبی تشکیل دهد، به طوری که ذرات حل نشده و نامحلول در آن شناور نباشند.
هر حلالی که برای تهیه ی محلول مورد استفاده قرار میگیرد که یک طول موج خاصی را اندازه گیری می کند. لذا موقعی که میخواهیم حلالی را انتخاب کنیم مهم است که طول موج جذب حل شونده در گستره موج جذب حلال نباشد. نکته مهم این است که حلالی که برای تهیه محلول مورد استفاده قرار می گیرد علاوه بر جذابیت باید برچسب ماده جاذب و در نتیجه شکل طیف جذبی اثرگذار باشد.
به طور کلی حلال های ناقطبی و مولکول های ناقطبی حداقل تاثیر را بر روی یکدیگر دارند. در صورتی که مولکول های قطبی هنگامی که با حلال های قطبی برهمکنش دارند اثر نسبتا شدیدی در طیف جذبی دیده می شود.
انتخاب طول موج مناسب
برای رسیدن به بیشینه حساسیت اندازهگیریهای جذب مواد باید در طول موج انجام شود که مربوط به پیک جذب آن ماده باشد، زیرا در این طول موج به ازای واحد انتخاب بزرگترین تغییرات را از خود نشان می دهند و بنابراین حداکثر قدرت را ایجاد می کند.
به علاوه منحنی جذب حساس می باشد و در این شرایط میتوان انتظار داشت که قانون بیر-لامبرت صادق باشد اهمیت اندازه گیری جذب مواد به طور دقیق در یک طول موج خاص همان لاندای ماکسیموم طیف موج های مشابه در نواحی طیف طول موج های کمتر تعریف می گردد.
بسته به نقطه دقیق درون نوار طیف که بر آن اندازه گیری انجام شده، احتمال ایجاد خطای اساسی در طیف وجود خواهد داشت به عبارت دیگر چنانچه طیف انتخابی برای بررسی طیف سنجی در ماده به ازای تغییر محدود طول مدت درون طیف تابشی، تغییر جذب محسوس نیست همین نامحسوس بودن در اثر تابش طیف کوچکی از طول موجها منجر به نتایج دقیق ترین جهت بررسی محلول می شود در این حالت است که این رابطه خطی بیر-لامبرت برای محاسبه غلظت به صورت دقیق عمل خواهد کرد.
غلظت نمونه
برای رسیدن نتیجه بهیمه ناشی از طیف سنجی که با قانون بیر-لامبرت تطابق داشته باشد، میزان جذب در محدوده خطی دستگاه باید تعیین شود لذا بهتر است در طیف سنجی نمونه از مقادیر جذب بسیار بالا و جذب بسیار کم که منجر به غیر خطی بودن میشود خودداری نمایید. با این وجود بر خلاف سایر تکنیک های تحلیلی، نمونه های با غلظت بسیار کم می توان با استفاده از طیف سنجی فرابنفش برای ارزیابی ارزیابی نمونه استفاده نمود. زمانی است که می خواهند کیفیت آب را ارزیابی نمایند که در آن باید غلظت بسیار کم مواد هم مشخص گردد.
تعیین غلظت نمونه
از طریقی کمی سازی یا تعیین غلظت نمونه از طریق طیف فرابنفش مرئی مبتنی بر قانون بیر-لامبرت است. این قانون بیان می کند که جذب یک محلول به طور مستقیم با غلظت ماده جاذب در محلول و ضخامت کوت مناسب است. بنابراین هنگامی که ضخامت کوت را ثابت نگه داریم.
طیف سنجی فرابنفش مرئی می تواند برای تعیین غلظت ماده جاذب درون محلول مورد استفاده قرار بگیرد. اگر چه این اهمیت دارد که بدانیم میزان جذب در اثر تغییر غلظت چقدر تغییر میکند این مورد را می توانیم از مراجع به دست بیاوریم. جدول ضریب یک راه خیلی ساده تر استفاده از منحنی کالیبراسیون است. برای مثال برای نمونه ناشناس که ندانیم چه چیزی است باید از منحنی کالیبراسیون استفاده نمود.
اولین گام در آنالیز کمی انتخاب طول موج مناسب میباشد که در قسمت انتخاب طول موج توضیح دادیم و متوجه شدیم که باید در محدوده طول موج بیشینه باشد تا حساسیت و دقت لازم برای اندازه گیری وجود داشته باشد. اگر نوار طیف طول موج بیشینه انتخاب شود اثر نسبی سایر مواد موجود در محلول، و ناخالصی ها کمتر در اندازه گیری ها موثر خواهند بود.
به علاوه نرخ تغییر با طول موج کوچکتر اندازه گیری خیلی تحت تاثیر خطا های کوچک قرار میگیرد. گام بعدی کمی سازی اندازه گیری استاندارد های شناخته شده در آن طول موج انتخابی است بعد از اندازه گیری باید منحنی جذب نمونه بر حسب غلظت تعیین گردد. با برازش خطی داده های حاصل از اندازه گیری منحنی کالیبراسیون برای نمونه حاصل می شود.


ثبت ديدگاه